خرید بک لینک
به نام اللهبکار بردن کلمه همه یکجور توجیه و شاید گول زدن خودمان است. همه مثل هم هستند، همه بچه ها اینجورین، همه مردها اینطور رفتار می کنن، همه معلما .... در واقع با بکار بردن این کلمه" سم" خودمان را از واقعیت ها دور می کنیم و به همین دلیل به فکر حل مسئله و رفع مشکل پیش نمی رویم.همه این ها را گفتم تا به اینجا برسم من اصلا از خودم راضی نیستم در تربیت فرزند، در خانه داری، در مدیریت زندگیدر هیچکدام آنطور که انتظارش را داشتم، موفق نبودم.مواقعی پیش آمده که وقتی به مشکلی در هر کدام از این موارد برخوردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 3:20

سلامچهارشنبه گذشته اولین روزی بود که باید برای آغاز بکار می رفتم سرکار و دختر کوچولویم را پیش مامان گذاشتم. استرس داشتم هم برای دخترم هم برای مامان خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت وقتی اومدم خانه تا من رو دید آغاز کرد به خندیدن و بغلم شد.البته تصمیم دارم این روزها مرتب سرکار نروم تا این زمستان تمام بشه به خاطر همین شنبه هم رفتم و یکشنبه هم فقط چند ساعتی بود. در روز جاری هم مرخصی گرفتم روز بعد هم 13 رجب است و تعطیل ( راستی روز پدر به تمام پدرهای سرزمینم تبریک می گم)الان هم دخترم وایستاد و سعی داردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 3:20

فروردین گذشته به مرخصی زایمان رفتم. بعد از 9 ماه برگشتم و متوجه شدم برخی از کارهایی که به همکارم سپرده بودم به خوبی انجام نشده بود و برخی ناتمام باقی مانده بود، بهانه های او را درک نمی کردم چون مسیر را برای انجام کار ، اشتباه رفته بود و حتی حاضر نشده بود در این مدت از راهنمایی و کمک من استفاده کند. جالب تر آنکه توانایی فوق العاده ای در توجیه دیگران برای قصورش دارد و طوری ماجرا را بیان می کند که تمام تقصیرها به گردن طرف دیگر ماجرا می افتد.خلاصه مطلب اینکه بعد از بازگشت، سعی کردم امور را به دست گیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 3:20

انگار این وبلاگ شده، چاه دلتنگی های من، هر وقت دلم تنگ میشه و ناراحت هستم و نمی توانم فریاد بزنم و به نحوی قفل می کنم، می آیم اینجا و دلم می خواهد خودم را خالی کنم تا حالم بهتر شود.باید اعتراف کنم راه و رسم برخورد با آدمها را بلد نیستم مخصوصا آدمهایی که ناراحتم می کنند. راه و رسم برخورد با آدم های خود برتربین و پر مدعا را بلد نیستموقتی ناراحت میشم نمی توانم با بیان خوش یا شوخی و طنز ناراحتیم را به آنها بگویم و یا مشکل را برطرف کنماین ضعف بزرگی است که از تنش، از صدای بلند، از ناراحتی و عصبانیت دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 3:20

سلامدیروز بهم یادآور شد که دو سال پیش درست در همچنین روزی باران شدیدی در یزد می آمد و منجر به سیل و طغیان رودخانه ها شد. اما امسال دمای هوای یزد وحشتناکه، گرمایی که حداقل در مدت عمر من بی سابقه بوده است و همچنین آب و هوایی را به یاد نمی آورم. برخی روزها آفتاب مستقیم را نمی بینی و مثل یک روز آفتابی با هوای صاف نیست بیشتر شبیه این است که وارد یک تنوری شدی که تازه آتش آن را خاموش کرده اند. سابقه نداشته که کولر خانه ما 24 ساعت روشن باشه.تغییرات آب و هوایی این همه شدید! چه اتفاقی داره می افته ؟؟؟!!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 14:18

نویسنده: رایا - یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ سال 1403 سال خوبی برای من بودم چون صاحب یک کوچولوی دوست داشتنی شدم. قراره با هم دیگه روزهامون را طی کنیم. هرچند برای این مدتی که در خانه کنارهم هستیم برنامه و خیال هایی زیادی در سر داشتم اما این دختر کوچولوی من هنوز این اجازه را به من نداده این دوران برای دختر و پسرم هم زیبا و خاطر انگیز است مخصوصا اینکه در سنی هستند که وجود خواهر کوچولوشون را درک می کنند و براشون جالب است.خدا رو شاکرم که دارای سه دسته گل هستم و زیبایی زندگی من هم همین دسته گل هام هستند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: يکشنبه 6 خرداد 1403 ساعت: 13:50

آدم با روحیات خاص، سخت گیر، زودرنج، شاید هم حسود؟؟!!!!نمی دانم کدام از این خصوصیات را دارم ، شاید همه را یکجا دارم.گاهی می مانم که آیا رفتارم درست است؟؟؟ سعی می کنم درست باشد. به ظن خودم درست است. بر اساس باورم درست است اما شاید باور من درست نباشد.گاهی با خدا صحبت می کنم و بهش می گم دوست دارم درست رفتارم کنم. به گمانم درست رفتار می کنم. پس چرا رنجیده خاطر می شوم؟؟؟ پس چرا دیگران را رنجیده خاطر می کنم؟؟؟؟ نکنه آنچه را که بر مبنای آن رفتار می کنم درست نیست؟؟؟!!!شاید معیارهام و خط کش رفتاری و اعتقادیم درست نیست؟؟!!!شاید خیلی سخت می گیرم؟؟؟!!!!یکی ازدلایلی که می خواهم برای مدتی از محیطی که هستم دور شوم، همین امر است. تا بهتر فکر کنم، بهتر تصمیم بگیرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: شنبه 20 آبان 1402 ساعت: 14:46

حرف برای زدن بسیار است اما هم زبان از بیان آنها قاصره اما وقتمان محدودبارها در درونم حرف زدم و با نزدیکانم گفتگو کردم می خواستم حداقل عصاره ای از حرف ها و نظراتم را این جا بنویسم تا بعدها بدانم چه حرف ها و بغض هایی درسینه داشتم فارغ از درست یا غلط بودن آنهرچند هر آنچه امروز به زبان می آوردم و به آن پایبند هستم به نظر درست ترین است وگرنه لزومی به بیان و پایبندی آن نداشتم.نمی دانم زمان چه تاثیری بر من خواهد داشت و من در گذر زمان چقدر تغییر خواهم کرد، فقط می دانم رفتار و عقاید انسان ها بر اساس آنچه فهمیده اند ،می باشد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 3:26

روزهایی که انتظار می ره حالم خوب باشه و به ظاهر بهانه هایی برای خوب بودن هست اما حال دلم خوب نیست.

امروز از آن روزهاست مدیر و معاون به مناسبت روز زن تبریک گفتند و گل دادند و طبیعتا باید خوشحال می بودم اما خوشحال نبودم

هرچند دلیل خوشحال نبودنم را می دانم ولی اینکه همیشه روزهایی که باید شاد باشند دلیل خوشحال نبودنم پررنگ تر است ، دلگیرم می کنه.

با خودم می گم شاید خوشحالی هم با من قهر است

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 3:26

اول دی ماه همراه خانواده به مسافرت رفتیم

مسافرتی که خیلی وقت بود دوست داشتم بروم

یعنی یکی از مقاصد سفرهایم بود و خدا رو شکر جور شد بریم

این سفر، سفر به جریزه زیبای کیش بود

خاطرات خوبی برای من و خانواده ام رقم خورد و جای همه دوستان خالی، حسابی به ما خوش گذشت.

تجربه خوبی بود.

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: دوشنبه 3 بهمن 1401 ساعت: 3:26

امسال قشنگ ترین هدیه را  به مناسبت روز مادر گرفتم

پسرم تو مدرسه یک نقاشی کشیده بود و دو جمله با کلماتی که یاد گرفته بودند برام نوشته بود هر چند دو تاغلط داشت بوسه را نوشته بود دوسه و تکرار را تکرا نوشته بود، شیوه دادن نقاشیش هم که معرکه بود

معلم پسرم هم یک کلیپ زیبا از جملاتی که بچه ها به مامانشون گفته بودند را درست کرده بود که فوق العاده و زیبا بود

آقایون هم که مطابق معمول هدیه شان محفوظه D:

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 7:59

راستی امسال که من دارم کلاس اول را مرور می کنم ، کل دانش و سوادم داره زیر سوال رفته است.

هم نگارش کلمات هم ریاضی و خلاصه فکر کنم تا پسرم دیپلم بگیره دنیامون کلا دگرگون بشه D:

فعلا که من دارم کلاس اول دبستان را می گذرانم و هیچ وقت به  توفیق یادگیری و پیشرفت در این سطح از آموزش خودم فکر نمی کردم

ورزشکار را باید بنویسند ورزش کار

و ....

من یاد نمیاد به من اُ  استثنا یاد داده باشند D:

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 7:59

آدم ها در انجام کارها خودشان را نشان می دهندمعاون محترمی داریم که در مقابل برخی موارد و برخی خواسته ها بسیار منعطف است به همین دلیل کاری برای انجام آن به واحد ما محوله کرده بودند که در انجام آن به برخی مشکلات برخورد کردیم که ناشی از عدم آشنایی با روال انجام آن بودنکته جالب این ماجرا کارپرداز بود به جای گله و شکایت از این ماجرا، عنوان کرد "اشکال ندارد با روال کار آشنا شدیم". چیزی که معمولا مرسوم نیست و من شخصا از شخصیت معاون و عملکرد او در این ماجرا ناراضی هستم و گله دارم اما تعبیر کارپرداز از این ماجرا برام تامل برانگیز بود.متوجه شدم که روح کوچکی دارم که وسعت پذیر مثبت و صحیح تمام ماجراها هر چند ناخوشایند را ندارد و همین بیشتر از هر چیز منجر به رنجش خودم می شود. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 8 ارديبهشت 1401 ساعت: 7:59

امسال بی سابقه ترین سال تو زندگی هرکس بود حتی آدم هایی که سن و سال بالایی دارند هم نمی توانند ادعا کنند که مانند امسال را تجربه کرده اند. سالی که تمام برنامه و ریتم زندگی همه ما رو بهم ریخت. اوایل اسفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 9 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:24

امروز داشتم با دوستی صحبت می کردم که دوست داره با دیگران در مورد زندگی، انرژی و حال خوب صحبت کنه، امروز به طور ناگهانی به اتاقم امد و شروع به صحبت کرد و از انرژی محیط و کمال و انسان و زندگی صحبت کرد.دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 9 ارديبهشت 1399 ساعت: 9:24

صفحه بندی