به نام اللهبکار بردن کلمه همه یکجور توجیه و شاید گول زدن خودمان است. همه مثل هم هستند، همه بچه ها اینجورین، همه مردها اینطور رفتار می کنن، همه معلما ....
در واقع با بکار بردن این کلمه" سم" خودمان را از واقعیت ها دور می کنیم و به همین دلیل به فکر حل مسئله و رفع مشکل پیش نمی رویم.همه این ها را گفتم تا به اینجا برسم من اصلا از خودم راضی نیستم در تربیت فرزند، در خانه داری، در مدیریت زندگیدر هیچکدام آنطور که انتظارش را داشتم، موفق نبودم.مواقعی پیش آمده که وقتی به مشکلی در هر کدام از این موارد برخورد
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
سلامچهارشنبه گذشته اولین روزی بود که باید برای آغاز بکار می رفتم سرکار و دختر کوچولویم را پیش مامان گذاشتم. استرس داشتم هم برای دخترم هم برای مامان
خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت وقتی اومدم خانه تا من رو دید آغاز کرد به خندیدن و بغلم شد.البته تصمیم دارم این روزها مرتب سرکار نروم تا این زمستان تمام بشه به خاطر همین شنبه هم رفتم و یکشنبه هم فقط چند ساعتی بود. در روز جاری هم مرخصی گرفتم روز بعد هم 13 رجب است و تعطیل ( راستی روز پدر به تمام پدرهای سرزمینم تبریک می گم)الان هم دخترم وایستاد و سعی دارد
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
فروردین گذشته به مرخصی زایمان رفتم. بعد از 9 ماه برگشتم و متوجه شدم برخی از کارهایی که به همکارم سپرده بودم به خوبی انجام نشده بود و برخی ناتمام باقی مانده بود، بهانه های او را درک نمی کردم چون مسیر را برای انجام کار ، اشتباه رفته بود و حتی حاضر نشده بود در این مدت از راهنمایی و کمک من استفاده کند. جالب تر آنکه توانایی فوق العاده ای در توجیه دیگران برای قصورش دارد و طوری ماجرا را بیان می کند که تمام تقصیرها به گردن طرف دیگر ماجرا می افتد.خلاصه مطلب اینکه بعد از بازگشت، سعی کردم امور را به دست گی
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
انگار این وبلاگ شده، چاه دلتنگی های من، هر وقت دلم تنگ میشه و ناراحت هستم و نمی توانم فریاد بزنم و به نحوی قفل می کنم، می آیم اینجا و دلم می خواهد خودم را خالی کنم تا حالم بهتر شود.باید اعتراف کنم راه و رسم برخورد با آدمها را بلد نیستم مخصوصا آدمهایی که ناراحتم می کنند.
راه و رسم برخورد با آدم های خود برتربین و پر مدعا را بلد نیستموقتی ناراحت میشم نمی توانم با بیان خوش یا شوخی و طنز ناراحتیم را به آنها بگویم و یا مشکل را برطرف کنماین ضعف بزرگی است که از تنش، از صدای بلند، از ناراحتی و عصبانیت د
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
نویسنده: رایا - یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۳ سال 1403 سال خوبی برای من بودم چون صاحب یک کوچولوی دوست داشتنی شدم. قراره با هم دیگه روزهامون را طی کنیم. هرچند برای این مدتی که در خانه کنارهم هستیم برنامه و خیال هایی زیادی در سر داشتم اما این دختر کوچولوی من هنوز این اجازه را به من نداده این دوران برای دختر و پسرم هم زیبا و خاطر انگیز است مخصوصا اینکه در سنی هستند که وجود خواهر کوچولوشون را درک می کنند و براشون جالب است.خدا رو شاکرم که دارای سه دسته گل هستم و زیبایی زندگی من هم همین دسته گل هام هستند.
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
روزهایی که انتظار می ره حالم خوب باشه و به ظاهر بهانه هایی برای خوب بودن هست اما حال دلم خوب نیست.
امروز از آن روزهاست مدیر و معاون به مناسبت روز زن تبریک گفتند و گل دادند و طبیعتا باید خوشحال می بودم اما خوشحال نبودم
هرچند دلیل خوشحال نبودنم را می دانم ولی اینکه همیشه روزهایی که باید شاد باشند دلیل خوشحال نبودنم پررنگ تر است ، دلگیرم می کنه.
با خودم می گم شاید خوشحالی هم با من قهر است
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
اول دی ماه همراه خانواده به مسافرت رفتیم
مسافرتی که خیلی وقت بود دوست داشتم بروم
یعنی یکی از مقاصد سفرهایم بود و خدا رو شکر جور شد بریم
این سفر، سفر به جریزه زیبای کیش بود
خاطرات خوبی برای من و خانواده ام رقم خورد و جای همه دوستان خالی، حسابی به ما خوش گذشت.
تجربه خوبی بود.
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
امسال قشنگ ترین هدیه را به مناسبت روز مادر گرفتم
پسرم تو مدرسه یک نقاشی کشیده بود و دو جمله با کلماتی که یاد گرفته بودند برام نوشته بود هر چند دو تاغلط داشت بوسه را نوشته بود دوسه و تکرار را تکرا نوشته بود، شیوه دادن نقاشیش هم که معرکه بود
معلم پسرم هم یک کلیپ زیبا از جملاتی که بچه ها به مامانشون گفته بودند را درست کرده بود که فوق العاده و زیبا بود
آقایون هم که مطابق معمول هدیه شان محفوظه D:
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
راستی امسال که من دارم کلاس اول را مرور می کنم ، کل دانش و سوادم داره زیر سوال رفته است.
هم نگارش کلمات هم ریاضی و خلاصه فکر کنم تا پسرم دیپلم بگیره دنیامون کلا دگرگون بشه D:
فعلا که من دارم کلاس اول دبستان را می گذرانم و هیچ وقت به توفیق یادگیری و پیشرفت در این سطح از آموزش خودم فکر نمی کردم
ورزشکار را باید بنویسند ورزش کار
و ....
من یاد نمیاد به من اُ استثنا یاد داده باشند D:
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام