خرید بک لینک

سلام

چهارشنبه گذشته اولین روزی بود که باید برای آغاز بکار می رفتم سرکار و دختر کوچولویم را پیش مامان گذاشتم. استرس داشتم هم برای دخترم هم برای مامان

شروع دوباره

خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت وقتی اومدم خانه تا من رو دید آغاز کرد به خندیدن و بغلم شد.

البته تصمیم دارم این روزها مرتب سرکار نروم تا این زمستان تمام بشه به خاطر همین شنبه هم رفتم و یکشنبه هم فقط چند ساعتی بود. در روز جاری هم مرخصی گرفتم روز بعد هم 13 رجب است و تعطیل ( راستی روز پدر به تمام پدرهای سرزمینم تبریک می گم)

الان هم دخترم وایستاد و سعی دارد که دستش به لپ تاپ برسه به همین دلیل اومدم یک کوچولو سر بزنم و بروم

برچسب: نویسنده: شیوا خوشنام تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 3:20

صفحه بندی