انگار این وبلاگ شده، چاه دلتنگی های من، هر وقت دلم تنگ میشه و ناراحت هستم و نمی توانم فریاد بزنم و به نحوی قفل می کنم، می آیم اینجا و دلم می خواهد خودم را خالی کنم تا حالم بهتر شود.
باید اعتراف کنم راه و رسم برخورد با آدمها را بلد نیستم مخصوصا آدمهایی که ناراحتم می کنند.
راه و رسم برخورد با آدم های خود برتربین و پر مدعا را بلد نیستم
وقتی ناراحت میشم نمی توانم با بیان خوش یا شوخی و طنز ناراحتیم را به آنها بگویم و یا مشکل را برطرف کنم
این ضعف بزرگی است که از تنش، از صدای بلند، از ناراحتی و عصبانیت دیگران می ترسم به همین دلیل واحد بحث و دعوا که یک طرفش خودم باشم، وارد نمی شوم که اگر وارد شوم به قول خودمان" ته توبره را طوری ورمی کشم که بیا و ببین"
به بیانی طوری آشوب به پا می کنم و اوضاع را بدتر می کنم که بیا و ببین آنوقت من می مانم و یک دنیا ملامت و پشیمانی
فعلا ترجیح دادم و می دهم سکوت کنم و هیچی نگویم فعلا فقط سکوت ، صدایم را اینجا می نویسم و از ته دلم با صدای خاموش فریاد می زنم D:
برچسب:
نویسنده: شیوا خوشنام